سوال اساسی در اینجاست که اگر همه ادیان از جانب خداوند هستند که کمال مطلق است پس چرا بین آن ها تفاوت میبینیم ؟

دو مسئله ایجاد تفاوت میکند اول اینکه ادیان متناسب با شرایط و میزان پیشرفت مناسبات اجتماعی اقتصادی فرهنگی هر جامعه ظهور کردند و این اصلی ترین تفاوت ذاتی ادیان را تشکیل میدهد ضمن اینکه ادیان بروز ترین قوانین را برای آن جامعه میاوردند اما مشکل اساسی در جای دیگری بود و آن قدرت های حاکمی بود که از وجود این ادیان لطمه میدیدند . چرا که همواره ادیان سر ستیز با قدرت حاکم را داشتند . قدرت حاکم در اکثر دوران تاریخ حامی طبقه مرفه به قیمت به بند کشیدن طبقه محروم بود و این وضعیت باعث عدم تعادل و رشد و شکوفایی نهاد های بشری میشد و جامعه را به رکود میکشاند . طبیعیست که هر گاه چنین شکاف های طبقاتی در یک جامعه ایجاد شود استعداد ها انگیزه شکوفایی خود را از دست میدهند یا درگیر امرار معاش زندگی بخور و نمیر میشوند ( طبقه محکوم و ضعیف جامعه ) و یا بدلیل نداشتن نیاز های متداول زندگی و برخوداری های مفرط اقتصادی باز هم انگیزه ای برای شکوفایی و ابتکار عمل ندارند ( در طبقه مرفه حاکم ) .
به همین سبب است که بیشترین انرژی ادیان صرف نابودی یک طبقه حاکم و مرفه در جامعه میشد و همین باعث میشد که این طبقه در ابتدا با آن از در ستیز درآید و در زمان پیروزی ادیان ، مزورانه و با اتکا به منابعی که از قبل در اختیار داشت به درون انقلابیون مذهبی نفوذ کند و آنها را یا اغوا و یا تصفیه کند و این در واقع علت شکست تمامی نه تنها ادیان الهی و بلکه تمام انقلابات اجتماعی بوده و هست .


البته تحولات اجتماعی و بروز شدن آن ، جامعه نیاز به قوانین جدید و بروز را دارد و خداوند هم با جدید کردن و بروز کردن انبیاء با این مشکل کنار میامد اما در مشکل دوم که نفوذ عناصر حکومت قبلی به درون انقلابیون مذهبی بود را چطور میباست حل کرد ؟
این البته بخود بشر واگذار میشد ( با قرار دادن تعالیمی چون جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و تولی و تبرا که در واقع در همه ادیان دستواراتی شبیه به این ها وجود دارد ) ولی بشر همواره در حل این معضل ناتوان میماند . چرا که اکثر مردم ساده اندیش و درگیر حل معضلات زندگی شخصی خود بوده و از آنجا که تمایل داشتند مسایل مذهبی را به گروه خاصی از افراد جامعه واگذار کنند بنابراین با اغوا شدن رهبران مذهبی آنها هم بسادگی اغوا شده و دین تحریف شده را جایگزین دین اصیل میکنند و مردم ساده اندیش هم متوجه این تحولات از بالا نمیشدند و باز دین تحریف شده را بعنوان اصل دین میپذیرفتند و پیروی میکردند . و باز همان وضعیت قبل از ظهور پیامبران پیش میامد .
علاوه بر این همواره متولیان دین با حکام  در سرکوبی جنبش های آزادی خواه با تعابیر مذهبی بود که آنها را منزوی و سرکوب میکردند و این تازه یک روی قضیه است روی دیگر وحشتی است که مردم عادی از مقابله و رویارویی با این بخش از حاکمیت در خود احساس میکردند و اگر هم متوجه فساد آنها میشدند سعی در مسامحه و مدارا داشتند و از اعتراض چشم پوشی میکردند .
در ارتباط با تحریف دین توسط متولیان آن ، نکته عجیب و جالب توجه در رابطه با این موضوع اینست که ما با اینکه میبینیم مثلا در همه ادیان بوضوح مطرح میشود که تحقیق از اصول اولیه پذیرش دین است و اساسا تقلید جای چندانی ندارد اما حتی اساتید دانشگاهی با افکار بلند و هوش و ذکاوت فوق العاده را شاهد هستیم که در امور بسیار ساده و پیش پا افتاده شرعیات حتی جرات کوچکترین اظهار نظر و عقیده را ندارد و بشدت این تفکر در او جا افتاده که نباید در این قبیل موارد حتی فکر کند و نظر دهد و میبایست حتما از متولیان دین کسب تکلیف کند !

اگر چه میتوان ادعا کرد که در اسلام فقط به این دلیل که خداوند مایل بود که دیگر به این بازی ها و دور و تسلسل های کودکانه پایان دهد ( بازی تحریف دین توسط متولیان آن و انتقال به حاکمیت ستمگرانه  ) دینی را آورد که نه با منطق سحر و جادو و معجزه بلکه فقط صرفا با منطق و استدلال مجهز باشد چرا که اگر شیوه و اصول استدلال بر مبنای خاصی پایه گذاری شود تدوامش بسیار بیشتر از هر نوع دیگر از جمله نصیحت و پند و اندرز است و میبینیم که قرآن را بعنوان دستور کار فرستاد و خود هم ضامن بقاء آن شد و بصراحت فرمود که من هم قرآن و هم اسلام را تا همیشه حفظ خواهم کرد . اگر چه همان بلا ها یی که سر دیگر ادیان آمد سر همین اسلام هم آمد و پیروانش بشکلی عجیب و باورنکردنی گروه گروه شدند و همه هم حق بجانب و مدعی اصالت خود هستند و دیگران را مرتد ملحد کافر منافق و غیره میپندارند و تا سر مرگ و نابودی هم کیش خود پیش میروند و تا جاییکه


بدستور رهبرانشان کلید پلاستیکی ساخت هنگ کنگ در ِ بهشت بر گردن خود آویزان کرده در مساجد یکدیگر بمب گذاری کرده وطرف مقابلشان را به جهنم فرستاده وبرای آخرت خود بهشت ابدی را ذخیره میکنند . اما این همه تعصبات فقط از طرف رهبران جاه طلب آنهاست که دامن زده میشود و هیچ ربطی به تعالیم این دین ندارد .
ولی کسی نتوانست خود قرآن که دستور العمل های کاربردی برای دوران مختلف ارایه میکرد را  تغییر دهد یا تحریف کند فقط توانستند که تعابیر منحرف از آن ارایه دهند تا بتوانند اعمال و نظراتشان  را در نظر پیروانشان منطبق با قرآن نشان دهند .

اما ذکر نکته فوق را فقط به این دلیل لازم دانستم بگویم که شما خوانندگان این مطلب که احتمالا اکثریت مسلمان هستید بدانید که قضیه هیچگاه در طول تاریخ  نه بر سر دین بوده است و نه بر سر اینکه کدام آنها درست یا غلط یا نا کامل هستند بلکه همه دعوا ها بر سر لحاف ملا هست که متولیان هر دینی دعوی قدرت طلبی و رهبری کل عالم و حومه را دارند این دعوا ها ریشه در قدرت طلبی ثروت اندوزی جاه طلبی و خصایل شیطانی نظایر آنرا دارد.


www.mardoman.net

نوشته شده در تاریخ شنبه 27 تیر 1388    | توسط: علی    |    | نظرات()